" به نام خدای هستی بخش "
با نام خدایی آغاز می کنم که باور دارم در هر لحظه و در هر سرزمین مهربان و صبور مرا می بیند و بر خطایم ستّار است و بر دردهای نا گفته ام مناسب ترین مرهم و بر بدعهدی ام با گذشت ترین...
اکنون که بوی ترنّم باران....نوازش خوش نسیم...عطر دل آویز شکوفه ها و آواز روح بخش پرندگان همه و همه زمزمه ی رسیدن مسافری عزیز را می کنند....حسّ زیبای مارا بیش از همه صدا می کنند. اگرچه فصل های زیادی را در طول عمر تجربه کرده ایم ولی بهار چیز غریبی است....؟! دوباره بودن، فرصتی تازه برای من و توست....
دوست خوبم زندگی هرگز منتظر من و تو نمی ماند......بهار می آید و هنوز تو غرق در نسیم خوش آن مستی که می بینی زمستانی دگر رسید.....این روزها و شب ها عمر گرانمایه ای است که از دست می رود و ما بی خبریم!
خوب بودن بسیار ارزشمند است و خوب ماندن بسیار سخت. امروز بهار طبیعت را به بهار اراده و خوبی بیامیز تا زیبایی آن جلوه ای دگر کند.
بایست و به دنیا بگو که هستی و به بودنت افتخار می کنی، بگو که زندگی تنها در چند متر اطراف ما خلاصه نمی شود.....زندگی یعنی از خود جهیدن و به هم رسیدن، یعنی از خود رمیدن و به خدا رسیدن.....
فراموش نکن که خالق بی همتا در تنها ترین کنج خلوت توست و بر همه چیز داناست و تا زمانی که حضورش را احساس کنی از شر شیطان در امانی. هرگاه سایه ی گناه بر سرت سنگینی کرد و در هوای بی خبر نفس کشیدی، فرشتگان را ببین که در نزدیکی تو می گریند آنگاه حیا می کنی و از اینکه در حضور خدایی شرمگین می شوی. هرگاه احساس تنهایی کردی و به سختی دلت گرفت با خدا گپی بزن و اشکی بریز و سجاده ای پهن کن که او بیش از همه این دل بی قرار و پر غصه را می شناسد.
پدر را بنده وار فرزندی کن که چراغی روشن است در مسیر زندگی و امّا مادر را....مادر را...مادر را عاشقانه دوست بدار که او گوهر محبت است، چشمه ی جوشانی است که سر منشاء آن کوثر بهشت است. وجود او وشنی بخش زندگی است و نبود او نبود همه چیز است.
اکنون بیا سفره ی هفت سینی از نو بچینیم که با : " سبحان الله، سرود شکر، سجود بندگی، سکوت، سادگی، سلامت و سر افرازی " مزین شده.
سال خیلی خوبی رو برات آرزو می کنم.